الفيض الكاشاني

274

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

مىتوان كرد كه او سر بندگى دارد يا هواى خداوندى . پس صفىاللَّه حجت خداى و امتحان اكبر است . خداىپرست و خودپرست را چون خواهد كه از هم جدا كند بدان ميزان سنجد و بدان محك زند . اوّل قلبى « 1 » كه به اين محك رسوا شد و عبادت چندين هزار ساله او هباءً منثوراً گشت و خودپرستى كه در صورتْ خداپرستى مىكرد بر همگنان آشكارا شد و پرده از روى كار او برخاست تا بر خودش و همه كس ظاهر شد كه او خود را بوده نه خداى را ، عزازيل بود - لَعَنه‌اللَّه - . و همچنين تا دامن قيامت اصفياى خداى عزّوجلّ امتحان مدّعيان‌اند كه به زبان گويند كه مؤمنيم و به اركان نيز عبادتى چند كنند امّا اسرار قلوب ايشان از خودشان و از ديگران پوشيده باشد مگر از علّام الغيوب كه عالم سرّ و أخفى است . پيوسته به اين امتحان صدق و كذب مدّعيان آشكارا مىشود ، امّا حساب اين حكايت موقوف است تا روز قيامت . عزازيل را هم از « 2 » اين جهان رسوا كردند و نام بگردانيدند . رسوايى عزازيليان موقوف است تا « يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ » ، « 3 » نام هاى ايشان آن جا بگردانند . امتحان اغنيا رسول خداى صلى الله عليه و آله و سلم از اين جا فرمود : « ما تَدْري ما اسْمُكَ غَداً » . « 4 » حقيقت حال چنين است كه گفتيم ، امّا دريغ كه اغنيا بيشتر اغبيااند « 5 » و از اين حال غافل و پيوسته در مقام امتحان لغزان باشند ، خواهند كه بروت « 6 »

--> ( 1 ) . قلبى : دغلى . ( 2 ) . م 4278 و م 72 : در ( 3 ) . آن روز كه رازها آشكار شود . سورهء طارق ، آيهء 9 . ( 4 ) . نمىدانى كه فرداى قيامت نامت چيست . بحارالانوار ، ج 70 ، ص 71 . ( 5 ) . اغبيا : كودن‌ها ، مردم نابخرد . ( 6 ) . بروت : كبر و غرور .